Skip to content

دوران کودکی حضرت زینب (سلام الله علیها) PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط Administrator   
يكشنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۰۸

1 ـ مقام وحدانیت
زینب علیهاالسلام از همان کودکی دارای کمالات معنوی و علمی بود چنان که امیرمؤمنان را به شگفتی وامی داشت. آن گونه که ملامحمد تقی ، معروف به شهید ثالث ، در مجالس المتقین و ابی سعید سبزواری در مصابیح القلوب می نویسند : «حضرت زینب علیهاالسلام همراه با ابوالفضل العباس علیهاالسلام در دوران کودکی ، کنار امیرمؤمنان علیه السلام نشسته بودند ، حضرت رو به ابوالفضل کرد و گفت : فرزندم بگو یک ، او گفت یک. آن گاه از او خواست بگوید دو ، ولی ابوالفضل علیه السلام پاسخ داد : پدر! با زبانی که یک گفته ام دو نمی گویم ، (منظورش وحدانیت خدا بود) امام علیه السلام از خوشحالی فرزندش را بوسید. آن گاه زینب علیهاالسلام پرسید : پدر! ما را دوست داری!، فرمود: چگونه شما را دوست نداشته باشم ، شما میوه دل من هستید.،

زینب علیهاالسلام عرض کرد : دو محبت در قلب مؤمن جمع نمی شود [هم] حب خدا و [هم] حب اولاد ، اگر چاره ای نباشد پس دوستی مخصوص خداست و شفقت و مهربانی برای اولاد.، آری زینب از همان کودکی صاحب علم و کمال بود.

2 ـ ایثار در کودکی
نمونه دیگر از اسناد تاریخی ، حکایت از ایثار حضرت زینب علیهاالسلام در دوران کودکی دارد که این نیز بیانگر رشد کمال انسانی وی در طفولیت است.

از جمله در ریاحین الشریعة می خوانیم: «روزی علی علیه السلام مهمانی به خانه آورد ولی در منزل غذایی نبود ، حضرت از فاطمه علیهاالسلام سؤال کرد : آیا غذایی داریم.، حضرت فاطمه علیهاالسلام پاسخ داد : فقط یک قرص نان داریم که برای زینب نگه داشته ام.، حضرت زینب علیهاالسلام که در رختخواب ولی بیدار بود ، گفت : مادر نان را برای مهمان ببرید ، من صبر می کنم.،

3 ـ مهر برادر
از همان کودکی علاقه ای عجیب به برادرش امام حسین علیه السلام داشت چنان که زینب کوچک هنگامی که گریه می کرد ، تنها در آغوش برادرش آرام می گرفت. این رفتار فاطمه زهرا علیهاالسلام را شگفت زده کرده بود. به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض کرد : پدر من از چنین رفتاری تعجب می کنم. این گونه محبت بیش از حدّ معمول است. زینب بدون دیدن حسین شکیبایی ندارد و اگر بوی حسین را نشود ، جان از تنش بیرون می رود.،

رسول خدا صلی الله علیه و آله وقتی این حکایت را شنید ، آه از سینه برکشید و اشک بر چهره اش روان شد و فرمود : ای نور چشم من این دختر با حسین علیه السلام به سفر کربلا خواهد رفت و رنج ها خواهد دید...،



در محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله


چنانچه زینب علیهاالسلام در سال 5 هجری متولّد شده باشد ، تنها 5 سال محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله را درک کرده است. البته 5 سالی که آکنده از مهر و عطوفت و خاطراتی برای تمام عمر بود.

آخرین خاطره ی وی از دوره ی رسول خدا صلی الله علیه و آله مربوط به لحظه ای است که هنگام رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله ، امیرمؤمنان ، فاطمه زهرا ، حسن و حسین علیهماالسلام هر یک خوابی دیدند که دلالت بر وفات رسول اکرم صلی الله علیه و آله داشت. لذا با ناله و تحیت به سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله حرکت کردند. در همین حال زینب علیهاالسلام نیز خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت : یا رسول الله ، یا جداه! دیشب خواب هولناکی دیدم.

گویا باد سختی وزیدن گرفت به صورتی که دنیا و ما فیها را تاریک و ظلمانی کرد و من را [شدت باد] به سوئی می برد. بالاخره درخت بزرگی به نظرم آمد ، خود را به آن چسباندم. باد از شدت وزش ، درخت را از ریشه کند و برزمین انداخت. من خود را به شاخه ای محکم از شاخه های آن درخت آویختم. باد آن شاخه را نیز درهم شکست ، به شاخه ای دیگر آویزان شدم ، آن را هم شکست ، در آن حال به دو شاخه که به هم متصل بودند از فروع آن شاخه چسبیدم ، اما آن دو را نیز شکست  و من وحشت زده از خواب برخاستم.

رسول خدا صلی الله علیه و آله از شنیدن این خواب سیلاب اشک از دیده اش جاری شد و به شدت گریست. آن گاه فرمود : ای نور دیده!  آن درخت جد تو است که به زودی تندباد اجل او را از پای در خواهد آورد و آن شاخه نخست که به آن پناه بردی ، مادر توست و شاخه دیگر پدرت و آن دو شاخه دیگر برادر تو حسن و حسین هستند که در مصیبت ایشان دنیا تاریک می شود و تو در مصیبت آن ها جامه سیاه      می پوشی.، آری و در پی این خواب ، با فاصله ای اندک رسول خدا صلی الله علیه و آله به سوی جنان پر کشید و خاندان اهل بیت علیهم السلام را در دنیا با مردمان منافق و کینه توز تنها گذاشت.

با کوثر رسول صلی الله علیه و آله
بی گمان آنچه زینب علیهاالسلام از فضایل اخلاقی و کمالات نفسانی کسب کرد ، مدیون پاکی و طهارت فاطمه زهرا علیهاالسلام و امیرمؤمنان بود. آری فاطمه علیهاالسلام که خود بانویی کمال یافته و تنها زن معصوم در حد رسول خدا و امامان علیهم السلام بود ، تربیت زینب علیهاالسلام را عهده دار بود و تا حدود شش سالگیِ زینب این وظیفه را به انجام رساند.

زینب علیهاالسلام نیز خاطرات و روایات فراوانی از این دوره ، با خود دارد این خاطرات و روایات هرچند مربوط به دوران خردسالی اوست اما چون کیفیت رشد جسمی و روحی اهل بیت و حتی تولد آنان با دیگران متفاوت است ، از این روی آنان قادرند از سنین کودکی احادیث و روایات را به طور دقیق ضبط و برای آیندگان نقل کنند. زینب علیهاالسلام نیز هر آنچه را از آن دوره دیده به خاطر سپرده و به عنوان مبلّغی توانا با نقل آن آیندگان را از مسیر حق و حقیقت مطلع کرده است. اوج این اطلاع رسانی تاریخی و سیاسی را می توان به خطبه ی فدکیّه مربوط دانست که زینب علیهاالسلام خطبه مادر را به طور کامل حفظ و برای آیندگان نقل کرد.

شهادت مادر
و سرانجام زینب کبری علیهاالسلام شاهد شهادت مظلومانه ی مادرش علیهاالسلام نیز شد. آری آن گاه که امیرمؤمنان علیه السلام فاطمه زهرا علیهاالسلام را کفن می کرد ، به فرزندانش خطاب کرد:

یا زینب! یا ام کلثوم! یا فضه! یا حسن! یا حسین! عجله کنید و از مادر خود توشه ای بردارید. در همان حال زینب علیهاالسلام و ام کلثوم در پیش روی پدر گریه می کردند. زینب پرده ای بر صورت و پارچه ای بر تن خود انداخته و دامن کشان می آمد و می گفت: «یا رسول الله! الان حقّا فقد ناک.»

نظر ها
افزودن جدید جستجو
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۱۳:۲۵
 

مراسمها

 

 

آمار و ارقام

اعضا : 96
محتوا : 116
پیوندها : 2
بازدیدهای محتوا : 461802

ورود کاربران



مشاهده بهتر سایت

برای مشاهده بهتر سایت از مرورگر فایر فاکس استفاده نمایید. برای دانلود فایر فاکس روی عکس زیر کلیک کنید

مداحی برگزیدۀ سایت

 

 

برای دانلود این آهنگ کلیک کنید

حاج محمود گرجی

شب دوازدهم محرم

یکشنبه- 94/08/03

هیئت حضرت زینب(س)

دانلود


منوی اصلی

پخش زنده حرمین





اوقات شرعی